تبليغاتX
دیده بان

دیده بان

مهربانمُ گفته بودی که صد بار اگر توبه شکستی باز آی .

من میام اما .چه اومدنی ؟ با چه رویی ؟ تو اونقدر از مهربونی خودت مطمئنی که این حرف رو زدی .

اما من چی بگم ؟ مهربونم یادم که یه روزی از سر شرمندگی و خجالت که دلم شکسته بود یه چند بیت شعر که اونم اگر بشه بهش شعر گفتم رو گفتم :

خداوندا گنه کارم گنه کار                     چگونه من دهم شرح گنه کار

در اندم که من کنم یادی ز شیطان        ندانم کیست خدایی چیست انسان

به هنگام خروج از حال شیطان              در اندم من کنم یاد خدا را ......

عزیز مهربانم . اگه بخوام که یکی از کارهای زشت خودم رو فقط و فقط بشمارم حتما از صد با ر بیشتر میشه.

اما ؟؟.........

مولای من .وقتی یادم می افته که چطور به همین راحتی مهربونی تو رو به کرار کنار می زارم و هر کاری که دلم می خواد رو می کنم .دوست دارم نباشم که ایندر شرمنده تو نشم .

اما؟؟......

حبیب من . کاش یکی پیدا می شد به من میگفت که چرا انقدر من قدر نشناس شدم ؟؟

اما؟؟....

ای رب من . کاش یکی پیدا میشد که هر لحظه به یاداوری می کرد که (حواست باشه تو روبروی درب خونه خدا قول دادی .تو توی طوافت به خدا قول دادی . تو وقتی داشتی سعی صفا و مروه می کردی قول دادی . تو وقتی داشتی به شیطون سنگ میزدی گفتی دیگه نمی زارم  منو به خطا بندازی .....)

اما؟؟....

اما مولای من . باز من تکرار کردم و تکرار.....

اما ؟؟...

باز یاد این حرف می افتم که نذار شیطون امیدش بیشتر بشه .برو پیش همون مهربونی که همیشه بهش امید داشتی بگو خدایم . مهربانم . عزیزم . قشنگم .منو ببخش .منو ببخش .

بااینکه خیلی بدم اما دوباره منو راه میدی؟؟؟؟

اون موقع مهربون خدای من بغلش رو به اندازه بزرگی خودش باز کرده ومنودر آغوش می گیره ....

و من فقط یک جمله رو تکرارو تکرار می کنم .(( الهی و ربی من لی غیرک ))

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 19:16  توسط دیده بان  |